اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
170
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
از آنچه گفته شد ، واضح مىشود كه در ايران شخص از هر درجه كه باشد ، پى تحصيل رود و داند كه اين تحصيل لامحال موجب ازدياد شأن و مقام ، و باعث گردانيدن اسباب معيشت وى خواهد شد . در مملكت عثمانى بر خلاف ، كسب رتبه و شأن يا به دادن رشوه يا به دست آوردن وسايط است . علم و آگاهى ، هيچگاهى سبب درجه و اعتبار شخص نمىشود . چنانچه مكرّر شده است كه دلّاك و كفشدوزى كه خواندن كلمهاى را قادر نباشد ، به رتبهء عاليه رسيده و پادشاه يا صدراعظم گردد . پس در مملكتى كه شخص عالم ، ثمرهء علم و زحمت خود را به در بيند و بلكه تحقيرى هم از بابت دانش به وى عايد شود ، چگونه اميدست كه مردم پى تحصيل روند و آگاهى آموزند . قدر قليلى از نجوم كه به جهت تعيين اوقات در شريعت لازم است ، و قدرى لغت عربى و كمى از زبان فارسى به جهت عربى دانستن به دليل شريعت اسلام ، و فارسى آموختن به جهت حسن تكلّم ، و مقدارى از اشعار عربى و تركى و آموختن قرآن علومى است كه در تمامى عثمانى شخص بيشتر از آن نيابد . 2 . صنايع و حرف اگر صنايع را ملاحظه نماييم ، مىبينيم كه ايرانيان بهتر از عثمانيان توانايى اجراى صنايع و اتخاذ نتايج آن را دانند . در ايران صنايع [ مانند ] فرنگستان هنوز ترقى نكرده است ، به سبب اينكه علوم در ايران پس مانده است . اين معلوم است كه علوم و صنايع در همهجا بايد دستبدست داده و باهم حركت نمايد . عقبماندگى يكى ، سبب تأخير ديگرى مىشود . علوم هيچ قدمى پيش نگذارد ، الّا اينكه صنايع نيز قدمى پيشتر آيد ، والّا خللى در ميان علوم بهم رسد و صنايع نيز تنزل نمايد . عادت كه فرزند جهالت و نادانى است ، در طبيعت انسانى ، تأثيرى سخت و قوى دارد ، و مانع مىشود از بيرون آمدن از راه تنگ و معوّج و تاريكى ، كه همواره در آن راه رفتهاند و عادت به تردد [ در آن ] دارند . در ميان قومى كه جهالت و نادانى عادت آنها شده ، اگر شخصى ابتدائا به خيال خوردن چيزى كه كمال نتيجه در وى كند ، مشغول شود ، وى را ديوانه خوانند و سفيهاش شمارند . اگر از امتحان اول ، وى را نتيجه حاصل شد كه سبب كوتاهى زبان مردم گردد ، [ والّا ] به كلى از اعتبار افتاده و ديگر به هيچ كارى اقدام نتواند كرد . روى اين سخن را به عثمانيان داريم ، زيرا ايرانيان به قدرى عشق به علوم و صنايع دارند كه اگر توانستندى ، با ما مراوده كرده ، به درجات عاليه رسيدندى . عثمانيان قبول آگاهى نكنند ، و دشمن علم باشند ، و دانش نكردن طبيعت آنهاست . از روشناييها كه از فرنگستان متصل به